كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
84
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
گرديد ، چون تا آن زمان حيوانى به اين بزرگى نديده بودند . گفته مىشود وقتى فيل به منطقه مقدس اطراف مكه رسيد بر روى دو زانو نشست و ديگر از جاى برنخواست . سپس گروهى از مرغان كوچك ( ابابيل ) درحالىكه دانههاى سنگ بر منقار داشتند بر سر سپاه ابرهه ظاهر شده و با پرتاب اين سنگها سپاهيان او را به وحشت و فرار واداشتند . سال فيل ( عام الفيل ) براى قريشيان بسيار مهم و ارزشمند شد . چنان كه محمد بن اسحاق ( وفات 767 م ) ، اولين زندگىنامهنويس محمد ( ص ) ، شرح مىدهد : « پس از اين واقعه صحرانشينها قريش را به چشم احترام بيشترى نگاه مىكردند و باور داشتند كه اينها فرستادگان خدا هستند ، زيرا خداوند از آنها محافظت كرد و براى آنان جنگيد و دشمنان آنان را شكست داد . » 7 خود محمد ( ص ) نيز تحت تأثير اين داستان كه در سوره 105 قرآن نقل شده است قرار دارد . پس از اين واقعه قريش نسبت به حفظ بىطرفى خود دقيقتر شد و در آغاز قرن هفتم به ثروتى عظيم و غيرقابل تصور و آرزوهاى زمان صحرانشينى دست پيدا كرد . آنها اين ثروت و سرمايهدارى را بركتى از طرف خداوند براى نجات آنها از فقر و ذلت ديدند و به آن به عنوان معجزه الهى مىنگريستند . آنها ديگر گرسنه نبودند و هيچ خطرى از جانب قبائل ديگر آنها را تهديد نمىكرد . پول براى آنها ارزشهاى مذهبى نيز ساخته بود . ولى اين سرمايهدارى شتابزده به هيچوجه قابل همراهى و سازش با روشهاى سنتى قبيلهاى نبود . بهطور طبيعى اين سيستم مشوق فردگرائى ، خودخواهى و زيادهطلبىهاى فردى گرديد . سلسلههاى فاميلى به رقابت شديد مالى و قدرتى پرداختند و وقتى محمد ( ص ) پسر كوچكى بود آنها به سه گروه ( طائفه ) اصلى تقسيم شده بودند . يكى از طائفههاى ضعيفتر بنى هاشم بود كه محمد ( ص ) در آن به دنيا آمد ؛ آنها به نسبت ديگران پيشرفت چندانى نكرده و احساس مىكردند كه توسط ديگران به عقب رانده شدهاند . افراد به جاى تقسيم دارائىها به روش سنتى قبيلهاى ، در پى جاهطلبىهاى فردى با كسب مال و ثروت بيشتر بودند . آنها به حقوق يتيمان و زنان بيوه براى افزودن مال و ثروت شخصى خود تجاوز مىكردند ، و ديگر خبرى از يارى مستمندان و افراد ضعيفتر قبيله نبود . اين قدرتطلبى جديد روابط اخلاقى افراد را با ارزشهاى سنتى قبيلهاى قطع كرد و در نتيجه افراد فقيرتر احساس مىكردند كه كاملا راه زندگى را گم كرده و در پوچى حركت مىكنند . در عوض